<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<XML>
<JOURNAL>
<YEAR>2004</YEAR>
<VOL>8</VOL>
<NO>2</NO>
<MOSALSAL>16</MOSALSAL>
<PAGE_NO>192</PAGE_NO>


<ARTICLES>

	<ARTICLE> 
		<TitleF>بررسی اثر استرس شنا بر Tolerance حاصل از تجویز مرفین در موش‌های سوری</TitleF>
		<TitleE></TitleE>
		<TitleLang_ID>2</TitleLang_ID>
		<ABSTRACTS>
			<ABSTRACT>
			<Language_ID>1</Language_ID>
			<CONTENT>در این پژوهش، اثر استرس شنا بر Tolerance حاصل از تجویز مرفین توسط فرمالین تست مورد بررسی قرار گرفت. تجویز دوزهای مختلف مرفین بصورت زیرجلدی با دوزهای 9 mg/kg و 6، 3 در موشها باعث ایجاد بی دردی وابسته به دوز در هر دو فاز فرمالین تست (حاد و مزمن) میگردد. 
استرس شنا دو یا سه بار در مدت سه روز متوالی به منظور ایجاد Tolerance ناشی از استرس شنا موجب کاهش اثر ضددردی مرفین گشت. همچنین استفاده از مرفین سولفات با دوز 25 mg/kg بمدت سه روز متوالی در حضور دو یا سه بار استرس شنا باعث تقویت اثر Tolerance نسبت به اثر ضد دردی مرفین در هر دو فاز فرمالین تست گردید. 
تجویز مرفین با دوز 50 mg/kg در مدت سه روز متوالی و همزمان با استرس شنا تغییری در Tolerance نسبت به مرفین ایجاد ننمود. از سوی دیگر تزریق مرفین 50 mg/kg در طول سه روز و بدون استرس شنا، اثر ضد دردی ناشی از مرفین را در هر دو فاز فرمالین تست کاهش داد</CONTENT>
			</ABSTRACT>
		</ABSTRACTS>

		<PAGES>
			<PAGE>
			<FPAGE>109</FPAGE>
			<TPAGE>114</TPAGE>
			</PAGE>
		</PAGES>

		<RECEIVE_DATE>
			2007/03/11
		</RECEIVE_DATE>

		<RECEIVE_DATE_FA>
			1385/12/20
		</RECEIVE_DATE_FA>

		<ACCEPT_DATE>
			2014/05/15
		</ACCEPT_DATE>

		<ACCEPT_DATE_FA>
			1393/2/25
		</ACCEPT_DATE_FA>

		<AUTHORS>
			<AUTHOR>
				<Name>سهیلا</Name>
				<MidName></MidName>
				<Family>فضلی طبایی</Family>
				<NameE></NameE>
				<MidNameE></MidNameE>
				<FamilyE></FamilyE>
				<Organizations>
				<Organization></Organization>
				</Organizations>
				<Countries>
				<Country></Country>
				</Countries>
				<EMAILS>
				<Email></Email>
				</EMAILS>
			</AUTHOR>

			<AUTHOR>
				<Name>سیدحسین</Name>
				<MidName></MidName>
				<Family>یحیوی</Family>
				<NameE></NameE>
				<MidNameE></MidNameE>
				<FamilyE></FamilyE>
				<Organizations>
				<Organization></Organization>
				</Organizations>
				<Countries>
				<Country></Country>
				</Countries>
				<EMAILS>
				<Email></Email>
				</EMAILS>
			</AUTHOR>

			<AUTHOR>
				<Name>آرزو</Name>
				<MidName></MidName>
				<Family>فرهودی</Family>
				<NameE></NameE>
				<MidNameE></MidNameE>
				<FamilyE></FamilyE>
				<Organizations>
				<Organization></Organization>
				</Organizations>
				<Countries>
				<Country></Country>
				</Countries>
				<EMAILS>
				<Email></Email>
				</EMAILS>
			</AUTHOR>

			<AUTHOR>
				<Name>پریوش</Name>
				<MidName></MidName>
				<Family>ابراهیمی</Family>
				<NameE></NameE>
				<MidNameE></MidNameE>
				<FamilyE></FamilyE>
				<Organizations>
				<Organization></Organization>
				</Organizations>
				<Countries>
				<Country></Country>
				</Countries>
				<EMAILS>
				<Email></Email>
				</EMAILS>
			</AUTHOR>

			<AUTHOR>
				<Name>نپتون</Name>
				<MidName></MidName>
				<Family>نیک انجام</Family>
				<NameE></NameE>
				<MidNameE></MidNameE>
				<FamilyE></FamilyE>
				<Organizations>
				<Organization></Organization>
				</Organizations>
				<Countries>
				<Country></Country>
				</Countries>
				<EMAILS>
				<Email></Email>
				</EMAILS>
			</AUTHOR>

			<AUTHOR>
				<Name>محمدرضا</Name>
				<MidName></MidName>
				<Family>زرین دست</Family>
				<NameE></NameE>
				<MidNameE></MidNameE>
				<FamilyE></FamilyE>
				<Organizations>
				<Organization></Organization>
				</Organizations>
				<Countries>
				<Country></Country>
				</Countries>
				<EMAILS>
				<Email></Email>
				</EMAILS>
			</AUTHOR>
		</AUTHORS>


		<KEYWORDS>
			<KEYWORD>
				<KeyText>Tolerance ،Cold Water Swim Stress (CWSS) ،Formalin Test ،Morphine</KeyText>
			</KEYWORD>
		</KEYWORDS>

		<REFRENCES>
			<REFRENCE>
				<REF>## ##</REF>
			</REFRENCE>
		</REFRENCES>

	</ARTICLE>


	<ARTICLE> 
		<TitleF>نقش نیتریک اکساید موجود در هسته آکومبانس بر القای تحمل انگیزشی به مرفین در موش صحرایی نر</TitleF>
		<TitleE></TitleE>
		<TitleLang_ID>2</TitleLang_ID>
		<ABSTRACTS>
			<ABSTRACT>
			<Language_ID>1</Language_ID>
			<CONTENT>شیوع اعتیاد به اپیوئیدها در ایران نسبتا بالاست. چون مکانیسم های اعتیاد به اوپیوئیدها ناشناخته مانده است، این مشکل اجتماعی نیز تاکنون حل نشده است. در این تحقیق، اثر نیتریک اکساید موجود در هسته آکومبانس بر بیان و کسب تحمل انگیزشی انگیزشی به مرفین با استفاده از روش غیرطرفدار ترجیح مکان شرطی شده در موشهای بزرگ نر نژاد ویستار (250- 200 گرم) بررسی شده است. 
تجویز مرفین2.5 mg/kl) ، 5 و 7.5) به حیوانات سبب القای ترجیح مکان شرطی شده گردید. هفت روز پس از جراحی و کانون گذاری، به حیوانات مرفین 12.5 mg/kl)، 25 و 50، برای سه روز متوالی) تزریق شد تا در آنها نسبت به مرفین تحمل انگیزشی القاء شود که در این حیوانات مرفین (5 mg/kl) قادر به القای ترجیح مکان شرطی شده نبود. تجویز دوز کم پیش ساز نیتریک اکساید یعنی ال- آرژینین(0.3 ?g/rat)  به داخل هسته آکومبانس در روز تست سبب افزایش و تجویز دوز زیاد آن (3 ?g/rat) باعث کاهش بیان تحمل انگیزشی به مرفین شد. تجویز داخل هسته آکومبانس مهار گر سنتز نیتریک اکساید یعنی L-NAME در دوزهای کم و متوسط0.3 ?g/rat) ، 1) منجر به افزایش و تجویز دوز زیاد این دارو (3 ?g/rat) سبب کاهش بیان تحمل انگیزشی به مرفین شد. تجویز دوز کم ال- آرژینین (0.3 ?g/rat) به حیوانات پیش از تجویز مرفین 12.5 mg/kg)، 25 و 50، سه بار در روز و برای سه روز متوالی) بر کسب تحمل انگیزشی به مرفین در این حیوانات بی اثر بود در حالیکه تجویز دوزهای متوسط و زیاد این دارو 1 ?g/rat) و 3) سبب کاهش کسب تحمل انگیزشی به مرفین شد. تجویز داخل هسته آکومبانس 0.3 ?g/rat) L-NAME، 1 و 3) منجر به افزایش کسب تحمل انگیزشی به مرفین در این حیوانات شد. 
از این آزمایشات اینگونه استنباط می شود که نیتریک اکساید موجود در هسته آکومبانس نقش مهمی را در کسب و بیان تحمل انگیزشی به مرفین بازی می کند.</CONTENT>
			</ABSTRACT>
		</ABSTRACTS>

		<PAGES>
			<PAGE>
			<FPAGE>115</FPAGE>
			<TPAGE>124</TPAGE>
			</PAGE>
		</PAGES>

		<RECEIVE_DATE>
			2007/03/112007/03/11
		</RECEIVE_DATE>

		<RECEIVE_DATE_FA>
			1385/12/20
		</RECEIVE_DATE_FA>

		<ACCEPT_DATE>
			2014/05/152014/05/15
		</ACCEPT_DATE>

		<ACCEPT_DATE_FA>
			1393/2/25
		</ACCEPT_DATE_FA>

		<AUTHORS>
			<AUTHOR>
				<Name>هدایت</Name>
				<MidName></MidName>
				<Family>صحرائی</Family>
				<NameE></NameE>
				<MidNameE></MidNameE>
				<FamilyE></FamilyE>
				<Organizations>
				<Organization></Organization>
				</Organizations>
				<Countries>
				<Country></Country>
				</Countries>
				<EMAILS>
				<Email></Email>
				</EMAILS>
			</AUTHOR>

			<AUTHOR>
				<Name>فاطمه</Name>
				<MidName></MidName>
				<Family>زرعی</Family>
				<NameE></NameE>
				<MidNameE></MidNameE>
				<FamilyE></FamilyE>
				<Organizations>
				<Organization></Organization>
				</Organizations>
				<Countries>
				<Country></Country>
				</Countries>
				<EMAILS>
				<Email></Email>
				</EMAILS>
			</AUTHOR>

			<AUTHOR>
				<Name>مریم</Name>
				<MidName></MidName>
				<Family>عبدی</Family>
				<NameE></NameE>
				<MidNameE></MidNameE>
				<FamilyE></FamilyE>
				<Organizations>
				<Organization></Organization>
				</Organizations>
				<Countries>
				<Country></Country>
				</Countries>
				<EMAILS>
				<Email></Email>
				</EMAILS>
			</AUTHOR>

			<AUTHOR>
				<Name>شهربانو</Name>
				<MidName></MidName>
				<Family>عریان</Family>
				<NameE></NameE>
				<MidNameE></MidNameE>
				<FamilyE></FamilyE>
				<Organizations>
				<Organization></Organization>
				</Organizations>
				<Countries>
				<Country></Country>
				</Countries>
				<EMAILS>
				<Email></Email>
				</EMAILS>
			</AUTHOR>

			<AUTHOR>
				<Name>حمیرا</Name>
				<MidName></MidName>
				<Family>زردوز</Family>
				<NameE></NameE>
				<MidNameE></MidNameE>
				<FamilyE></FamilyE>
				<Organizations>
				<Organization></Organization>
				</Organizations>
				<Countries>
				<Country></Country>
				</Countries>
				<EMAILS>
				<Email></Email>
				</EMAILS>
			</AUTHOR>

			<AUTHOR>
				<Name>جمال</Name>
				<MidName></MidName>
				<Family>شمس</Family>
				<NameE></NameE>
				<MidNameE></MidNameE>
				<FamilyE></FamilyE>
				<Organizations>
				<Organization></Organization>
				</Organizations>
				<Countries>
				<Country></Country>
				</Countries>
				<EMAILS>
				<Email></Email>
				</EMAILS>
			</AUTHOR>
		</AUTHORS>


		<KEYWORDS>
			<KEYWORD>
				<KeyText>مرفین، تحمل انگیزشی، هسته آکومبانس، نیتریک اکساید</KeyText>
			</KEYWORD>
		</KEYWORDS>

		<REFRENCES>
			<REFRENCE>
				<REF>## ##</REF>
			</REFRENCE>
		</REFRENCES>

	</ARTICLE>


	<ARTICLE> 
		<TitleF>تخلیص و ارزیابی HBeAg نوترکیب به همراه بر چسب هیستیدینی با ساختار فیزیولوژیک طبیعی، به دنبال کلونینگ و بیان آن در E.coli</TitleF>
		<TitleE></TitleE>
		<TitleLang_ID>2</TitleLang_ID>
		<ABSTRACTS>
			<ABSTRACT>
			<Language_ID>1</Language_ID>
			<CONTENT>آلودگی به ویروس هپاتیت (HBV) B یکی از مسایل بهداشت جهانی است به طوری که در حال حاضر حدود 360 میلیون نفر در ایران به این ویروس آلوده اند. در میان آنتی ژنهای این ویروس، عملکرد فیزیولوژیک HBeAg مثبت حضور این آنتی ژن  بعنوان مارکر تکثیر ویروس در نظر گرفته می شود و احتمالا در پاتوژنز و پایداری بیماری نقش دارد در حالیکه در بیماران HBeAg منفی، تفاوت قابل ملاحظه ای در سیر بالینی بیماری مشاهده نشده است. در حال حاضر دسترسی به مقادیر زیاد این آنتی ژن جهت کاربردهای تحقیقی و تشخیصی با استفاده از بیان این آنتی ژن بصورت نوترکیب در سیستمهای بیانی مختلف، مسیر گشته است. در تحقیق حاضر با هدف تولید HBeAg نوترکیب به همراه برچسب هیستیدینی، بخشی از ژن HBeAg که دقیقا مطابق با توالی کد کننده آنتی ژن موجود در خون بیماران مبتلا بود، جداسازی و در وکتور pQE-30 کلون گردید. این وکتور برچسب6x His  را به انتهای آمینی پروتئین مورد نظر متصل می کند. وکتور نوترکیب حاصل جهت تایید صحت ساختار، تحت برش با آنزیمهای محدود کننده قرار گرفت و سپس به سلولهای E.coli M15 ترانسفورم گردیده و جهت بیان پروتیین، القای شیمیایی با IPTG انجام شد. پس از انجام عمل تلخیص، نتایج SDS-PAGE، ELISA و وسترن بلاتینگ نشان داد که HBeAg نوترکیب به دست آمده، خواص کامل آنتی ژنتیک HBeAg که بطور فیزیولوژیک در خون بیماران مشاهده می شود را داراست و افزوده شدن اپی توپهای His-tag نه تنها اثری بر روی این خصوصیات نداشته است بلکه کاربرد این برچسب امکان استفاده از کروماتوگرافی جذبی با  Ni-NTAو تخلیص آسان و یک مرحله ای پروتیین را فراهم می کند. این پژوهش یک ساده و کارامد را برای تهیه HBeAg نوترکیب به میزان زیاد و خلوص بالا برای کاربرد های تشخیصی و تحقیقی در باب فیزیولوژی و پاتوژنز این آنتی ژن معرفی می کند.</CONTENT>
			</ABSTRACT>
		</ABSTRACTS>

		<PAGES>
			<PAGE>
			<FPAGE>125</FPAGE>
			<TPAGE>136</TPAGE>
			</PAGE>
		</PAGES>

		<RECEIVE_DATE>
			2007/03/112007/03/112007/03/11
		</RECEIVE_DATE>

		<RECEIVE_DATE_FA>
			1385/12/20
		</RECEIVE_DATE_FA>

		<ACCEPT_DATE>
			2014/05/152014/05/152014/05/15
		</ACCEPT_DATE>

		<ACCEPT_DATE_FA>
			1393/2/25
		</ACCEPT_DATE_FA>

		<AUTHORS>
			<AUTHOR>
				<Name>آرش</Name>
				<MidName></MidName>
				<Family>آرش کیا</Family>
				<NameE></NameE>
				<MidNameE></MidNameE>
				<FamilyE></FamilyE>
				<Organizations>
				<Organization></Organization>
				</Organizations>
				<Countries>
				<Country></Country>
				</Countries>
				<EMAILS>
				<Email></Email>
				</EMAILS>
			</AUTHOR>

			<AUTHOR>
				<Name>فرزین</Name>
				<MidName></MidName>
				<Family>روحوند</Family>
				<NameE></NameE>
				<MidNameE></MidNameE>
				<FamilyE></FamilyE>
				<Organizations>
				<Organization></Organization>
				</Organizations>
				<Countries>
				<Country></Country>
				</Countries>
				<EMAILS>
				<Email></Email>
				</EMAILS>
			</AUTHOR>

			<AUTHOR>
				<Name>سیدمهدی</Name>
				<MidName></MidName>
				<Family>سادات</Family>
				<NameE></NameE>
				<MidNameE></MidNameE>
				<FamilyE></FamilyE>
				<Organizations>
				<Organization></Organization>
				</Organizations>
				<Countries>
				<Country></Country>
				</Countries>
				<EMAILS>
				<Email></Email>
				</EMAILS>
			</AUTHOR>

			<AUTHOR>
				<Name>صفیه</Name>
				<MidName></MidName>
				<Family>امینی</Family>
				<NameE></NameE>
				<MidNameE></MidNameE>
				<FamilyE></FamilyE>
				<Organizations>
				<Organization></Organization>
				</Organizations>
				<Countries>
				<Country></Country>
				</Countries>
				<EMAILS>
				<Email></Email>
				</EMAILS>
			</AUTHOR>

			<AUTHOR>
				<Name>سعید</Name>
				<MidName></MidName>
				<Family>عندلیبی</Family>
				<NameE></NameE>
				<MidNameE></MidNameE>
				<FamilyE></FamilyE>
				<Organizations>
				<Organization></Organization>
				</Organizations>
				<Countries>
				<Country></Country>
				</Countries>
				<EMAILS>
				<Email></Email>
				</EMAILS>
			</AUTHOR>

			<AUTHOR>
				<Name>مهدی</Name>
				<MidName></MidName>
				<Family>فروزنده</Family>
				<NameE></NameE>
				<MidNameE></MidNameE>
				<FamilyE></FamilyE>
				<Organizations>
				<Organization></Organization>
				</Organizations>
				<Countries>
				<Country></Country>
				</Countries>
				<EMAILS>
				<Email></Email>
				</EMAILS>
			</AUTHOR>
		</AUTHORS>


		<KEYWORDS>
			<KEYWORD>
				<KeyText>HBeAg نوترکیب، برچسب هیستیدینی، خصوصیات فیزیولوژیک HBeAg، کروماتوگرافی جذبی pQE30 ،Ni-NTA</KeyText>
			</KEYWORD>
		</KEYWORDS>

		<REFRENCES>
			<REFRENCE>
				<REF>## ##</REF>
			</REFRENCE>
		</REFRENCES>

	</ARTICLE>


	<ARTICLE> 
		<TitleF>اثر اریتروپویتین نوترکیب انسانی بر کاهش تیتر آنتی بادی ضد HLA در رات های حساس شده</TitleF>
		<TitleE></TitleE>
		<TitleLang_ID>2</TitleLang_ID>
		<ABSTRACTS>
			<ABSTRACT>
			<Language_ID>1</Language_ID>
			<CONTENT>اریتروپویتین هورمونی است که در ابتدا به عنوان فاکتور محرک تولید و تمایز سلولهای پیش ساز گلبول قرمز شناسایی شد. در سالهای اخیر، گسترش استفاده از اریتروپویتین نوترکیب انسانی (rHuEPO) در بیماران کم خون توجه پژوهشگران را به تاثیر این هورمون بر سیستم ایمنی جلب نمود. در پژوهش حاضر، تغییرات تیتر آنتی بادی ضد HLA در سه گروه رات حساس شده پس از کاربرد دو دوز20 U/kg  و 100 از rHuEPO مورد توجه قرار گرفت. به منظور ایجاد پیش حساسیتی در راتها از آنتی ژنهای HLA سطح لنفوسیتهای انسانی استفاده شد. تیمار با اریتروپویتین، پس از سه بار تزریق لنفوسیت انسانی به رتها آغاز گردید. گروه شاهد تنها با لنفوسیت تحریک شد. تزریق rHuEPO به صورت زیرپوستی، دو بار در هفته و به مدت شش هفته انجام گرفت. از روش میکرولنفوسیتوتوکسیسیتی برای تعیین تیتر آنتی بادیهای ضد HLA استفاده شد. نتایج نشان می دهد که کاربردrHuEPO ، موجب کاهش معنی دار در تیتر آنتی بادیهای ضد HLA می شود. احتمال دارد کاهش تیتر این نوع آنتی بادیها در شرایط این بررسی، ناشی از تاثیر اریتروپویتین بر زیر گروه های لنفوسیتی در جهت کاهش تعداد یا میزان فعالیت لنفوسیتهای T و B و کاهش ایمنی هومورال باشد. همچنین می توان کاهش تیتر آنتی بادی را به تفاوت دوزهای r‏HuEPO ، مدت تیمار یا میزان حساسیت قبلی راتها نسبت داد.</CONTENT>
			</ABSTRACT>
		</ABSTRACTS>

		<PAGES>
			<PAGE>
			<FPAGE>137</FPAGE>
			<TPAGE>142</TPAGE>
			</PAGE>
		</PAGES>

		<RECEIVE_DATE>
			2007/03/112007/03/112007/03/112007/03/11
		</RECEIVE_DATE>

		<RECEIVE_DATE_FA>
			1385/12/20
		</RECEIVE_DATE_FA>

		<ACCEPT_DATE>
			2014/05/152014/05/152014/05/152014/05/15
		</ACCEPT_DATE>

		<ACCEPT_DATE_FA>
			1393/2/25
		</ACCEPT_DATE_FA>

		<AUTHORS>
			<AUTHOR>
				<Name>اکبر</Name>
				<MidName></MidName>
				<Family>وحدتی</Family>
				<NameE></NameE>
				<MidNameE></MidNameE>
				<FamilyE></FamilyE>
				<Organizations>
				<Organization></Organization>
				</Organizations>
				<Countries>
				<Country></Country>
				</Countries>
				<EMAILS>
				<Email></Email>
				</EMAILS>
			</AUTHOR>

			<AUTHOR>
				<Name>تاجی</Name>
				<MidName></MidName>
				<Family>افروز</Family>
				<NameE></NameE>
				<MidNameE></MidNameE>
				<FamilyE></FamilyE>
				<Organizations>
				<Organization></Organization>
				</Organizations>
				<Countries>
				<Country></Country>
				</Countries>
				<EMAILS>
				<Email></Email>
				</EMAILS>
			</AUTHOR>

			<AUTHOR>
				<Name>شیرین</Name>
				<MidName></MidName>
				<Family>کشفی</Family>
				<NameE></NameE>
				<MidNameE></MidNameE>
				<FamilyE></FamilyE>
				<Organizations>
				<Organization></Organization>
				</Organizations>
				<Countries>
				<Country></Country>
				</Countries>
				<EMAILS>
				<Email></Email>
				</EMAILS>
			</AUTHOR>

			<AUTHOR>
				<Name>مینو</Name>
				<MidName></MidName>
				<Family>ادیب</Family>
				<NameE></NameE>
				<MidNameE></MidNameE>
				<FamilyE></FamilyE>
				<Organizations>
				<Organization></Organization>
				</Organizations>
				<Countries>
				<Country></Country>
				</Countries>
				<EMAILS>
				<Email></Email>
				</EMAILS>
			</AUTHOR>
		</AUTHORS>


		<KEYWORDS>
			<KEYWORD>
				<KeyText>اریتروپویتین نوترکیب انسانی، آنتی بادی، لنفوسیت</KeyText>
			</KEYWORD>
		</KEYWORDS>

		<REFRENCES>
			<REFRENCE>
				<REF>## ##</REF>
			</REFRENCE>
		</REFRENCES>

	</ARTICLE>


	<ARTICLE> 
		<TitleF>مقایسه توانایی مشتق پروتیینی خالص شده (PPD) و TNF-? در القای بلوغ در سلول های دندریتیک</TitleF>
		<TitleE></TitleE>
		<TitleLang_ID>2</TitleLang_ID>
		<ABSTRACTS>
			<ABSTRACT>
			<Language_ID>1</Language_ID>
			<CONTENT>سلول های دندریتیک Dendritic Cells (DCs) قوی ترین سلولهای عرضه کننده آنتی ژن می باشند. این سلولها استفاده های کلینیکی متعددی داشته و در حال حاضر روش های مختلفی به منظور تولید و القای بلوغ در این سلول ها مورد مطالعه هستند. هدف از این تحقیق شناخت کارایی عصاره PPD در القای بلوغ سلول های دندریتیک مشتق از منوسیت و مقایسه آن با TNF-? می باشد. 
سلول های دندریتیک نابالغ از منوسیتهای خون محیطی داوطلبان سالم و بوسیله کشت در محیط حاوی GM-CSF و IL-4 تهیه شده و سپس با TNF-? یا عصاره PPD، به منظور القای بلوغ، تحریک شدند. برای مقایسه آثار این دو ماده از اختلافات مورفولوژیکی سلولهای بدست آمده و بررسی شاخص های فنوتیپی آنها با استفاده از روش فلوسیتومتری استفاده شد. شاخص های آنتی ژنی مورد استفاده شامل CD11c،CD14 ،CD1a ،HLA-DR و CD83 می باشند، که تغییرات هر کدام به طور جداگانه بررسی و تفسیر شده است. 
نتایج بدست آمده نشان می دهد که طی دوره کشت میزان و شدت بیان CD14 افت می کند. در حالی که CD83 و HLA-DR یک افزایش نسبی نشان می دهند، اما تغییرات CD11c از نظر آماری چندان معنی دار نبود. CD1a نیز طی بلوغ یک کاهش نسبی را نشان می دهد. از نظر مورفولوژیکی نیز با گذشت زمان اندازه سلول افزایش یافته و استطاله های سیستوپلاسمی طویل تر به وضوح در سطح سلول مشاهده می شود. 
براساس نتایج حاصله، سلولهای دندریتیک تحریک شده با PPD، فنوتیپ DC بالغ را به صورت سلول های حاوی میزان بالای CD83 و HLA-DR و میزان کم CD1a نشان دادند. بنابراین PPD نیز همانند TNF-? قادر به القای بلوغ در سلول های دندریتیک بوده و بهترین دوز آن جهت تحریک 150 ?g/ml می باشد. معرفی و استفاده از این عصاره باکتریایی بی خطر، به عنوان القای کننده بلوغ در سلول های دندریتیک می تواند امکان تکامل هر چه بیشتر استراتژی های جدید در ایمونوتراپی بیماریها با استفاده از سلول های دندریتیک تولید شده در ex-vivo را فراهم کند</CONTENT>
			</ABSTRACT>
		</ABSTRACTS>

		<PAGES>
			<PAGE>
			<FPAGE>143</FPAGE>
			<TPAGE>154</TPAGE>
			</PAGE>
		</PAGES>

		<RECEIVE_DATE>
			2007/03/112007/03/112007/03/112007/03/112007/03/11
		</RECEIVE_DATE>

		<RECEIVE_DATE_FA>
			1385/12/20
		</RECEIVE_DATE_FA>

		<ACCEPT_DATE>
			2014/05/152014/05/152014/05/152014/05/152014/05/15
		</ACCEPT_DATE>

		<ACCEPT_DATE_FA>
			1393/2/25
		</ACCEPT_DATE_FA>

		<AUTHORS>
			<AUTHOR>
				<Name>کامبیز</Name>
				<MidName></MidName>
				<Family>باقری</Family>
				<NameE></NameE>
				<MidNameE></MidNameE>
				<FamilyE></FamilyE>
				<Organizations>
				<Organization></Organization>
				</Organizations>
				<Countries>
				<Country></Country>
				</Countries>
				<EMAILS>
				<Email></Email>
				</EMAILS>
			</AUTHOR>

			<AUTHOR>
				<Name>سیدمحمد</Name>
				<MidName></MidName>
				<Family>موذنی</Family>
				<NameE></NameE>
				<MidNameE></MidNameE>
				<FamilyE></FamilyE>
				<Organizations>
				<Organization></Organization>
				</Organizations>
				<Countries>
				<Country></Country>
				</Countries>
				<EMAILS>
				<Email></Email>
				</EMAILS>
			</AUTHOR>

			<AUTHOR>
				<Name>نوروز</Name>
				<MidName></MidName>
				<Family>دلیرژ</Family>
				<NameE></NameE>
				<MidNameE></MidNameE>
				<FamilyE></FamilyE>
				<Organizations>
				<Organization></Organization>
				</Organizations>
				<Countries>
				<Country></Country>
				</Countries>
				<EMAILS>
				<Email></Email>
				</EMAILS>
			</AUTHOR>
		</AUTHORS>


		<KEYWORDS>
			<KEYWORD>
				<KeyText>سلول های دندریتیک، PPD ،TNF-a، ایمونوتراپی</KeyText>
			</KEYWORD>
		</KEYWORDS>

		<REFRENCES>
			<REFRENCE>
				<REF>## ##</REF>
			</REFRENCE>
		</REFRENCES>

	</ARTICLE>


	<ARTICLE> 
		<TitleF>اثر دوره های مختلف فعالیت بدنی بر درد حاد و مزمن در حضور و غیاب نالوکسان</TitleF>
		<TitleE></TitleE>
		<TitleLang_ID>2</TitleLang_ID>
		<ABSTRACTS>
			<ABSTRACT>
			<Language_ID>1</Language_ID>
			<CONTENT>برخی شواهد نشان داده اند فعالیت بدنی از طریق افزایش اوپیوییدها، اثرات مفیدی در تسکین درد بعضی بیماریها اعمال می  نماید. در مطالعه حاضر اثر نالوکسان و دوره های مختلف فعالیت بدنی بر پاسخ به درد حاد و مزمن ناشی از تست فرمالین در موش صحرایی نر بالغ مورد بررسی قرار گرفته است. فعالیت بدنی توسط نقاله دوار در گروههای گوناگون و به مدت یک، دو و چهار هفته، روزانه 15 دقیقه اعمال شد و دوره پاسخگویی به درد در دو فاز زمانی متفاوت پس از تزریق فرمالین (در 5 دقیقه اول پس از تزریق = درد حاد و  25الی 45 دقیقه پس از تزریق = درد مزمن) مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد فعالیت بدنی اثر پیشگیری و تسکین دهنده درد داشته و دوره پاسخگویی به درد حاد و درد مزمن، بطور وابسته به مدت فعالیت بدنی، کاهش می یابد و اثر تسکینی بر درد مزمن بیشتر است. نالوکسان (به میزان 3 میلی گرم بر کیلوگرم، داخل صفاتی) به عنوان آنتاگونیست اوپیوئیدی قادر به کاهش اثر تسکین دهنده دورهای متفاوت فعالیت بدنی بویژه در رابطه با درد مزمن می باشد و در رابطه با درد حاد اثر قابل ملاحظه را نشان نمی دهد. بدین ترتیب به نظر می رسد که اثر تسکین دهنده فعالیت بدنی می بایست لاقل بخشی از طریق فعال کردن سیستم اوپیوییدهای دورن زاد باشد زیرا نالوکسان بعنوان آنتاگونیست گیرنده های اوپیوییدی (مو، دلتا و کاپا) احتمالا با مهار اثرات این ترکیبات داخلی باعث افزایش درد مزمن شده و ایجاد پردردی می کند. نقش احتمالی سایر سیستم های نوروشیمیایی قابل بررسی می باشد.</CONTENT>
			</ABSTRACT>
		</ABSTRACTS>

		<PAGES>
			<PAGE>
			<FPAGE>155</FPAGE>
			<TPAGE>162</TPAGE>
			</PAGE>
		</PAGES>

		<RECEIVE_DATE>
			2007/03/112007/03/112007/03/112007/03/112007/03/112007/03/11
		</RECEIVE_DATE>

		<RECEIVE_DATE_FA>
			1385/12/20
		</RECEIVE_DATE_FA>

		<ACCEPT_DATE>
			2014/05/152014/05/152014/05/152014/05/152014/05/152014/05/15
		</ACCEPT_DATE>

		<ACCEPT_DATE_FA>
			1393/2/25
		</ACCEPT_DATE_FA>

		<AUTHORS>
			<AUTHOR>
				<Name>مهناز</Name>
				<MidName></MidName>
				<Family>کسمتی</Family>
				<NameE></NameE>
				<MidNameE></MidNameE>
				<FamilyE></FamilyE>
				<Organizations>
				<Organization></Organization>
				</Organizations>
				<Countries>
				<Country></Country>
				</Countries>
				<EMAILS>
				<Email></Email>
				</EMAILS>
			</AUTHOR>

			<AUTHOR>
				<Name>علیرضا</Name>
				<MidName></MidName>
				<Family>قدیری طادی</Family>
				<NameE></NameE>
				<MidNameE></MidNameE>
				<FamilyE></FamilyE>
				<Organizations>
				<Organization></Organization>
				</Organizations>
				<Countries>
				<Country></Country>
				</Countries>
				<EMAILS>
				<Email></Email>
				</EMAILS>
			</AUTHOR>

			<AUTHOR>
				<Name>رحیم</Name>
				<MidName></MidName>
				<Family>چینی پرداز</Family>
				<NameE></NameE>
				<MidNameE></MidNameE>
				<FamilyE></FamilyE>
				<Organizations>
				<Organization></Organization>
				</Organizations>
				<Countries>
				<Country></Country>
				</Countries>
				<EMAILS>
				<Email></Email>
				</EMAILS>
			</AUTHOR>
		</AUTHORS>


		<KEYWORDS>
			<KEYWORD>
				<KeyText>درد، فعالیت بدنی، تست فرمالین، نالوکسان</KeyText>
			</KEYWORD>
		</KEYWORDS>

		<REFRENCES>
			<REFRENCE>
				<REF>## ##</REF>
			</REFRENCE>
		</REFRENCES>

	</ARTICLE>


	<ARTICLE> 
		<TitleF>بررسی اثرات ضد دردی عصاره آبی بذر گیاه مرزه Satureja hortensis linn در موش صحرایی نر</TitleF>
		<TitleE></TitleE>
		<TitleLang_ID>2</TitleLang_ID>
		<ABSTRACTS>
			<ABSTRACT>
			<Language_ID>1</Language_ID>
			<CONTENT>در طب سنتی ایران گزارشات متعددی در مورد اثرات ضددردی گیاه مرزه وجود دارد. برای ارزیابی اثرات ضددردی احتمالی این گیاه، از مدل‌های درد مزمن (آزمون فرمالین) و حاد (آزمون (Tail-Flick در موش صحرایی نر استفاده شد.
دوزهای300) (mg/kg) (p.o.) ، 500) و250) (mg/kg) (i.p.) ، 125، 62.5) از عصاره آبی مرزه درد را در آزمون Tail-Flick کاهش نداد. در حالی که در دوزهای مذکور، درد را بطور معنی‌داری در هر دو فاز آزمون فرمالین کاهش داد(p&#60;0.001) .
سدیم سالیسیلات تنها در فاز دوم آزمون فرمالین، درد را کاهش داد. ما نتیجه گرفتیم که: 1- اثرات ضد دردی عصاره از راه داخل صفاقی موثر از راه خوراکی بود. 2- اثرات ضد دردی عصاره در روز 250 mg/kg داخل صفاقی قویتر از دوزهای 62.5 و  125 mg/kgداخل صفاقی، 300 و 500 mg/kg خوراکی و دوز300 mg/kg  سدیم سالیسیلات بود. 3- عصاره آبی گیاه بذر گیاه مرزه، اثرات ضد دردی را از طریق مکانیسم مرکزی اعمال می‌نماید، زیرا، عصاره روی هر دو فاز آزمون تاثیر داشت. 4- ترکیبات فلاونوییدی و ترپنوییدی، ممکن است در اثرات ضد دردی این عصاره نقش داشته باشند.</CONTENT>
			</ABSTRACT>
		</ABSTRACTS>

		<PAGES>
			<PAGE>
			<FPAGE>163</FPAGE>
			<TPAGE>168</TPAGE>
			</PAGE>
		</PAGES>

		<RECEIVE_DATE>
			2007/03/112007/03/112007/03/112007/03/112007/03/112007/03/112007/03/11
		</RECEIVE_DATE>

		<RECEIVE_DATE_FA>
			1385/12/20
		</RECEIVE_DATE_FA>

		<ACCEPT_DATE>
			2014/05/152014/05/152014/05/152014/05/152014/05/152014/05/152014/05/15
		</ACCEPT_DATE>

		<ACCEPT_DATE_FA>
			1393/2/25
		</ACCEPT_DATE_FA>

		<AUTHORS>
			<AUTHOR>
				<Name>جواد</Name>
				<MidName></MidName>
				<Family>وردی</Family>
				<NameE></NameE>
				<MidNameE></MidNameE>
				<FamilyE></FamilyE>
				<Organizations>
				<Organization></Organization>
				</Organizations>
				<Countries>
				<Country></Country>
				</Countries>
				<EMAILS>
				<Email></Email>
				</EMAILS>
			</AUTHOR>

			<AUTHOR>
				<Name>معصومه</Name>
				<MidName></MidName>
				<Family>ثابت کسایی</Family>
				<NameE></NameE>
				<MidNameE></MidNameE>
				<FamilyE></FamilyE>
				<Organizations>
				<Organization></Organization>
				</Organizations>
				<Countries>
				<Country></Country>
				</Countries>
				<EMAILS>
				<Email></Email>
				</EMAILS>
			</AUTHOR>

			<AUTHOR>
				<Name>محمد</Name>
				<MidName></MidName>
				<Family>کمالی نژاد</Family>
				<NameE></NameE>
				<MidNameE></MidNameE>
				<FamilyE></FamilyE>
				<Organizations>
				<Organization></Organization>
				</Organizations>
				<Countries>
				<Country></Country>
				</Countries>
				<EMAILS>
				<Email></Email>
				</EMAILS>
			</AUTHOR>

			<AUTHOR>
				<Name>شیوا</Name>
				<MidName></MidName>
				<Family>شریف</Family>
				<NameE></NameE>
				<MidNameE></MidNameE>
				<FamilyE></FamilyE>
				<Organizations>
				<Organization></Organization>
				</Organizations>
				<Countries>
				<Country></Country>
				</Countries>
				<EMAILS>
				<Email></Email>
				</EMAILS>
			</AUTHOR>
		</AUTHORS>


		<KEYWORDS>
			<KEYWORD>
				<KeyText>مرزه، ضد دردی، آزمون فرمالین، آزمون Tail-Flick</KeyText>
			</KEYWORD>
		</KEYWORDS>

		<REFRENCES>
			<REFRENCE>
				<REF>## ##</REF>
			</REFRENCE>
		</REFRENCES>

	</ARTICLE>


	<ARTICLE> 
		<TitleF>بررسی اثر حفاظتی زردچوبه در مسمومیت کبدی تجربی در جوجه های گوشتی نژاد و تغییرات آنزیمی حاصله</TitleF>
		<TitleE></TitleE>
		<TitleLang_ID>2</TitleLang_ID>
		<ABSTRACTS>
			<ABSTRACT>
			<Language_ID>1</Language_ID>
			<CONTENT>تحقیقات بالینی دهه های اخیر نشان داده اند که چندین گونه گیاهی با حداقل اثرات جانبی در درمان بیماری های کبدی موثرند که در این بین می توان به زردچوبه اشاره داشت.
با توجه به موقعیت، ساختمان، عملکرد و بیوشیمی بافتی خاص کبد که آن را به شدت در معرض آسیب ترکیبات سمی قرار داده است؛ در تحقیق حاضر سعی بر آن شد تا اثر محافظت کنندگی زردچوبه در الگوی تجربی آسیب کبدی بررسی گردد. 
بدین منظور تاثیر تیمار 30 روزه با استامینوفن (650 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن) در جوجه های 25 روزه نژاد آرین که به مدت دو هفته تحت تیمار زردچوبه (1 گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن) بودند و تیمار تا پایان دوره ادامه داشت، در مقایسه با کنترل و تیمار با استامینوفن بررسی گردید که نتایج حاکی از رشد مطلوب تر جوجه های تیمار توام استامینوفن و زردچوبه بود. هم چنین در این گروه بررسی سطح سرمی GOT GPT ALP، احتمال تاثیر محافظت کنندگی زردچوبه بر بافت کبد قوت می بخشند. شواهد مبنی بر مطالعات هیستولوژیکی نیز موارد فوق را تایید می نماید</CONTENT>
			</ABSTRACT>
		</ABSTRACTS>

		<PAGES>
			<PAGE>
			<FPAGE>169</FPAGE>
			<TPAGE>176</TPAGE>
			</PAGE>
		</PAGES>

		<RECEIVE_DATE>
			2007/03/112007/03/112007/03/112007/03/112007/03/112007/03/112007/03/112007/03/11
		</RECEIVE_DATE>

		<RECEIVE_DATE_FA>
			1385/12/20
		</RECEIVE_DATE_FA>

		<ACCEPT_DATE>
			2014/05/152014/05/152014/05/152014/05/152014/05/152014/05/152014/05/152014/05/15
		</ACCEPT_DATE>

		<ACCEPT_DATE_FA>
			1393/2/25
		</ACCEPT_DATE_FA>

		<AUTHORS>
			<AUTHOR>
				<Name>رویا</Name>
				<MidName></MidName>
				<Family>جاجوندیان</Family>
				<NameE></NameE>
				<MidNameE></MidNameE>
				<FamilyE></FamilyE>
				<Organizations>
				<Organization></Organization>
				</Organizations>
				<Countries>
				<Country></Country>
				</Countries>
				<EMAILS>
				<Email></Email>
				</EMAILS>
			</AUTHOR>

			<AUTHOR>
				<Name>پژمان</Name>
				<MidName></MidName>
				<Family>بهاری چهارده</Family>
				<NameE></NameE>
				<MidNameE></MidNameE>
				<FamilyE></FamilyE>
				<Organizations>
				<Organization></Organization>
				</Organizations>
				<Countries>
				<Country></Country>
				</Countries>
				<EMAILS>
				<Email></Email>
				</EMAILS>
			</AUTHOR>

			<AUTHOR>
				<Name>علی</Name>
				<MidName></MidName>
				<Family>مقیمی</Family>
				<NameE></NameE>
				<MidNameE></MidNameE>
				<FamilyE></FamilyE>
				<Organizations>
				<Organization></Organization>
				</Organizations>
				<Countries>
				<Country></Country>
				</Countries>
				<EMAILS>
				<Email></Email>
				</EMAILS>
			</AUTHOR>
		</AUTHORS>


		<KEYWORDS>
			<KEYWORD>
				<KeyText>زردچوبه، مطالعات کبدی، استامینوفن، جوجه گوشتی، GPT, ALP ,GOT</KeyText>
			</KEYWORD>
		</KEYWORDS>

		<REFRENCES>
			<REFRENCE>
				<REF>## ##</REF>
			</REFRENCE>
		</REFRENCES>

	</ARTICLE>


	<ARTICLE> 
		<TitleF>بهبود کیفی ترکیب اسیدهای چرب شیر گاو از طریق خوراندن روغن ماهی غنی از اسیدهای چرب امگا - 3</TitleF>
		<TitleE></TitleE>
		<TitleLang_ID>2</TitleLang_ID>
		<ABSTRACTS>
			<ABSTRACT>
			<Language_ID>1</Language_ID>
			<CONTENT>اسیدهای چرب اشباع زنجیر بلند امگا - 3 خصوصا ایکوزاپنتاانوییک اسید (eicosapentaenoic acid) با پنج پیوند دوگانه و دو کوزاهگزاانوییک اسید (docosahexaenoic acid) با شش پیوند دوگانه در ساختار بافت مغز و سلولهای شبکیه چشم جنین انسان و حیوانات نقش بسزایی دارند. آبزیان، خصوصا ماهیان چرب غنی از اسیدهای چرب EPA و DHA هستند که می توانند به عنوان منبع تامین کننده نیازهای اسیدهای چرب غیراشباع زنجیر بلند در برنامه غذایی انسان مدنظر قرار گیرند.
از آنجا که شیر گاو در تغذیه انسان و حیوانات نقش اساسی دارد تحقیق حاضر با هدف بررسی تاثیر مقادیر مختلف روغن ماهی (100، 300، 500 میلی لیتر) غنی از اسیدهای چرب امگا - 3 در بهبود کیفی اسیدهای چرب شیرگاو از طریق افزودن به جیره غذایی ثابت گاوهای شیری انجام گرفت. نتایج بدست آمده از این تحقیق نشان داد که ترکیب اسیدهای چرب شیر گاوهای گروه روغن ماهی بهتر از شیر گاوهای گروه کنترل بود بدین صورت که میزان درصد اسیدهای چرب غیراشباع شیر گاوهای گروه روغن ماهی نسبت به گروه کنترل افزایش نشان دادند ولی برعکس میزان درصد اسیدهای چرب اشباع کاهش داشتند که این تغییرات با خوراندن روزانه مقدار 300 میلی لیتر روغن ماهی به هر راس گاو بیشتر نمایان بود. همچنین در شیر گاوهای گروه روغن ماهی اسید آلفا لینولنیک (اسید چرب غیراشباع امگا - 3 دارای 18 کربن و 3 پیوند دوگانه) پدیدار گردید که میزان درصد آن به غلظت روغن ماهی خورانده شده وابسته بود؛ به طوری که با خوراندن مقدار 300 میلی لیتر روغن ماهی به حداکثر میزان در شیر رسید. با توجه به نتایج بدست آمده از این تحقیق پیشنهاد می شود جهت بهبود کیفی اسیدهای چرب شیر گاو، روغن ماهی به عنوان مکمل به فرمول جیره غذایی گاوهای شیری اضافه شود</CONTENT>
			</ABSTRACT>
		</ABSTRACTS>

		<PAGES>
			<PAGE>
			<FPAGE>177</FPAGE>
			<TPAGE>182</TPAGE>
			</PAGE>
		</PAGES>

		<RECEIVE_DATE>
			2007/03/112007/03/112007/03/112007/03/112007/03/112007/03/112007/03/112007/03/112007/03/11
		</RECEIVE_DATE>

		<RECEIVE_DATE_FA>
			1385/12/20
		</RECEIVE_DATE_FA>

		<ACCEPT_DATE>
			2014/05/152014/05/152014/05/152014/05/152014/05/152014/05/152014/05/152014/05/152014/05/15
		</ACCEPT_DATE>

		<ACCEPT_DATE_FA>
			1393/2/25
		</ACCEPT_DATE_FA>

		<AUTHORS>
			<AUTHOR>
				<Name>مسعود</Name>
				<MidName></MidName>
				<Family>حقیقی</Family>
				<NameE></NameE>
				<MidNameE></MidNameE>
				<FamilyE></FamilyE>
				<Organizations>
				<Organization></Organization>
				</Organizations>
				<Countries>
				<Country></Country>
				</Countries>
				<EMAILS>
				<Email></Email>
				</EMAILS>
			</AUTHOR>

			<AUTHOR>
				<Name>مسعود</Name>
				<MidName></MidName>
				<Family>امیدی</Family>
				<NameE></NameE>
				<MidNameE></MidNameE>
				<FamilyE></FamilyE>
				<Organizations>
				<Organization></Organization>
				</Organizations>
				<Countries>
				<Country></Country>
				</Countries>
				<EMAILS>
				<Email></Email>
				</EMAILS>
			</AUTHOR>

			<AUTHOR>
				<Name>ارمغان</Name>
				<MidName></MidName>
				<Family>دیاتی دردشتی</Family>
				<NameE></NameE>
				<MidNameE></MidNameE>
				<FamilyE></FamilyE>
				<Organizations>
				<Organization></Organization>
				</Organizations>
				<Countries>
				<Country></Country>
				</Countries>
				<EMAILS>
				<Email></Email>
				</EMAILS>
			</AUTHOR>

			<AUTHOR>
				<Name>شهره</Name>
				<MidName></MidName>
				<Family>جلایی</Family>
				<NameE></NameE>
				<MidNameE></MidNameE>
				<FamilyE></FamilyE>
				<Organizations>
				<Organization></Organization>
				</Organizations>
				<Countries>
				<Country></Country>
				</Countries>
				<EMAILS>
				<Email></Email>
				</EMAILS>
			</AUTHOR>
		</AUTHORS>


		<KEYWORDS>
			<KEYWORD>
				<KeyText>اسیدهای چرب امگا - 3، EPA ،DHA، روغن ماهی کیلکا، شیر گاو</KeyText>
			</KEYWORD>
		</KEYWORDS>

		<REFRENCES>
			<REFRENCE>
				<REF>## ##</REF>
			</REFRENCE>
		</REFRENCES>

	</ARTICLE>


	<ARTICLE> 
		<TitleF>تاثیر Nimesulide بر هیپرآلژزیا در مدل درد نوروپاتی در موش صحرایی</TitleF>
		<TitleE></TitleE>
		<TitleLang_ID>2</TitleLang_ID>
		<ABSTRACTS>
			<ABSTRACT>
			<Language_ID>1</Language_ID>
			<CONTENT>درد نوروپاتی به علت اختلال عملکرد سیستم اعصاب مرکزی و محیطی می باشد. هیپرآلژزیا و آلودینیا در این شرایط به علت ریلیز پروستاگلاندین ها در نخاع ایجاد می شود. به نظر می رسد COX1 در مراحل ابتدای آسیب افزایش چشمگیری نسبت به COX2 داشته باشد.

نیمسولید مهار کننده پرقدرت آنزیم COX با اثر بیشتر بر COX2 در هیپرآلژزیای ناشی از عوامل التهاب زای محیطی نظیر فرمالین اثر ضد دردی مناسبی نسبت به مهار کنننده های اختصاصی COX2 ایحاد نموده است. بر این اساس نقش نیمسولید در هیپرآلرژزیا ایجاد شده در مدل درد نوروپاتی بررسی شد.

در موش های صحرایی نر از نژاد Sprague-Dawley به وزن 200-150 گرم و به تعداد 6 سر در سه گروه بر اساس مدل (Bennet &#38; Xie 1998) درد نوروپاتی ایجاد شد. شامل: گروه Left ligation (LL)، گروه Sham، گروه + LL دارو. نیمسولید با مقادیر 1.25، 2.5 و 5 وسلکوکسیب 12.7 میلیگرم/کیلوگرم استفاده شد. جهت بررسی هیپرآلرژزیا از آب 42°C و 10°C، جهت بررسی آلودینیای مکانیکی و حرارتی به ترتیب از تارهای Von Frey Filaments و حباب استون استفاده شد. کلیه آزمایشات قبل و در روزهای 1، 3، 5، 7، 10 و 14 بعد از عمل انجام شدند. روش آماری ANOVA و آزمون Tuckeys بود و P&#60;0.05 به عنوان پاسخ معنی دار در نظر گرفته شد.

نیمسولید با دوزهای 2.5 و 5 میلیگرم/کیلوگرم کاهش معنی داری در تست هایپرآلژزیا، آلودینیای مکانیکی و حرارتی در مقایسه با گروه (کنترل) LL ایجاد نمود (P&#60;0.001). گروه Sham تفاوت بارزی با گروه هایی که دارو دریافت نمودند نداشت. اثر سلکوکسیب 12.7 در مقایسه با گروه (کنترل) LL و نیمسولید 2.5 میلی گرم/کیلوگرم دیرتر شروع شد و تاثیری در کاهش آلودینیا نداشت.

به نظر می رسد نیمسولید در کاهش هیپرآلژزیا و آلودینیا در درد التهابی عصب در مدل درد نوروپاتی در مقایسه با سلکوکسیب موثرتر است. همچنین در مقایسه با نتایج درد مزمن التهابی ناشی از تجویز فرمالین در گزارشات قبلی به نظر می رسد نیمسولید در کنترل رفتار درد در این مطالعه نیز اثرات مناسبی ایجاد کرده است.</CONTENT>
			</ABSTRACT>
		</ABSTRACTS>

		<PAGES>
			<PAGE>
			<FPAGE>183</FPAGE>
			<TPAGE>192</TPAGE>
			</PAGE>
		</PAGES>

		<RECEIVE_DATE>
			2007/03/112007/03/112007/03/112007/03/112007/03/112007/03/112007/03/112007/03/112007/03/112007/03/11
		</RECEIVE_DATE>

		<RECEIVE_DATE_FA>
			1385/12/20
		</RECEIVE_DATE_FA>

		<ACCEPT_DATE>
			2014/05/152014/05/152014/05/152014/05/152014/05/152014/05/152014/05/152014/05/152014/05/152014/05/15
		</ACCEPT_DATE>

		<ACCEPT_DATE_FA>
			1393/2/25
		</ACCEPT_DATE_FA>

		<AUTHORS>
			<AUTHOR>
				<Name>ترانه</Name>
				<MidName></MidName>
				<Family>معینی زنجانی</Family>
				<NameE></NameE>
				<MidNameE></MidNameE>
				<FamilyE></FamilyE>
				<Organizations>
				<Organization></Organization>
				</Organizations>
				<Countries>
				<Country></Country>
				</Countries>
				<EMAILS>
				<Email></Email>
				</EMAILS>
			</AUTHOR>

			<AUTHOR>
				<Name>معصومه</Name>
				<MidName></MidName>
				<Family>ثابت کسایی</Family>
				<NameE></NameE>
				<MidNameE></MidNameE>
				<FamilyE></FamilyE>
				<Organizations>
				<Organization></Organization>
				</Organizations>
				<Countries>
				<Country></Country>
				</Countries>
				<EMAILS>
				<Email></Email>
				</EMAILS>
			</AUTHOR>

			<AUTHOR>
				<Name>هما</Name>
				<MidName></MidName>
				<Family>مناهجی</Family>
				<NameE></NameE>
				<MidNameE></MidNameE>
				<FamilyE></FamilyE>
				<Organizations>
				<Organization></Organization>
				</Organizations>
				<Countries>
				<Country></Country>
				</Countries>
				<EMAILS>
				<Email></Email>
				</EMAILS>
			</AUTHOR>
		</AUTHORS>


		<KEYWORDS>
			<KEYWORD>
				<KeyText>Nimesulide، هیپرآلژزیا، نوروپاتی</KeyText>
			</KEYWORD>
		</KEYWORDS>

		<REFRENCES>
			<REFRENCE>
				<REF>## ##</REF>
			</REFRENCE>
		</REFRENCES>

	</ARTICLE>

</ARTICLES>

</JOURNAL>
</XML>
